خرید بک لینک

بحث سر خواسته من نیست ، تخت آهنین متعلق به منه ، به عنوان جانشین برحق رابرت .
پس از من باید به دخترم ، شیرین ، برسه . مگر این که سلیس بالاخره به من یه پسر بده. من پادشاه ام و این ربطی به خواسته من نداره .
پادشاه شدن وظیفه منه در قبال دخترم و در قبال فرمانروایی حتی در قبال رابرت ! رابرت منو دوست داشت ، منو یکم دوست داشت . اون برادرم بود . اون زنک لنیستری به برادرم سه حرامزاده داد و از اون یک دلقک احمق درست کرد. اون حتی ممکنه رابرت رو کشته باشه ، همونطور که جان آرن و ند استارک رو کشت.
برای همچین جرائمی باید عدالت حکمرانی کنه و این عدالت با سرسی و توله هاش آغاز میشه و این تازه آغاز کاره . من باید تمامی دربار رو از وجود همچین افرادی پاک کنم ، همون کاری که رابرت باید بعد از ترایدنت می کرد.

دیالوگ های ماندگار سریال بازی تاج و تخت / استنیس باراتیون

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 4:46

صفحه بندی