خرید بک لینک

"...و اون پرنده کوچولو، خواهرِ خوشگلت، اونجا با اون شنل سفیدم وایسادم و گذاشتم کتکش بزنن. من اون آهنگ کوفتی رو ازش گرفتم، هیچوقت نمیخواست بده. میخواستم خودش رو هم صاحب بشم، باید این کار رو میکردم. باید حسابی می..دَمِش و قبلِ اینکه بذارمش واسهی کوتوله، قلبشو از سینه در میاوردم."

-گفتگوی هاوند با آریا

کتاب طوفان شمشیرها. فصل۷۴

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 4:46

صفحه بندی